دسترسی سریع | English
×

مقاله‌های دانش‌آموزان



کشورم روزهای سختی را می‌گذراند. ذهن‌ها آشفته و دل‌ها لرزان اند. من اما می‌خواهم از نگاه یک دختر و یک زن با شما حرف بزنم. راستش با خودم گفتم شاید نوشتن از نگاه خودم، از نگاه یک دختر در این شرایط تها کاری باشد که این روزها می‌توانم انجام دهم و نوشتن یکی از مسیرهایی برای خودباوری و دختر بودنم است.

 دوست دارم به جای مقدمه از این دریچه با شما وارد شوم که وضعیت این‌روزهای کشورم بر ما مستولی کرده: مادرم سه هفته‌ قبل برای انجام کار ضروری رهسپار مالستان -زادگاهم- شد. راستش هیچ کدام‌مان گمان نمی‌کردیم که ولسوالی‌ها سقوط کنند. وقتی مالستان به دست طالبان سقوط کرد و پایه‌های مخابراتی را منهدم کردند، دیگر برای شش روز نتوانستیم هیچ‌گونه با مادر و همراهانش ارتباط برقرار کنیم. چیزی نمی‌شد کرد، جز پناه بردن به خود و آن‌چیزی که ما را تکمیل می‌کند.

گمان کنم شاید یکی از قشنگ‌ترین مهارت‌هایی که مادرم برایم از چندین سال بدین‌سو آموختانده است، این باشد که مساله‌های ولو پیچیده را برای خودم آن‌چنانی بزرگ نکنم. قطعن این بار هم همان‌گونه شد. فقط دغدغه‌ی شش روز بی‌خبری از چگونگی گذراندن وقت برای مادر و خانواده‌ام زیر پرچم طالبان، یک بغض در گلو، یک دلواپسی و دل‌تنگی کوچک برایم بود.

موضوع اصلی این است که نگاهم این روزها به جهان، به آینده‌ام خوش‌بینانه است و ذهنم چه قشنگ مهر تایید به پیشانی این افکارم می‌زند و انرژی مثبت برایم تولید می‌کند. این روزها کتاب می‌خوانم، می‌رقصم و به آهنگ‌های شاد گوش می‌سپارم، آشپزی می‌کنم و خودم را دوست می‌دارم و حس می‌کنم با اطرافیانم بیش از گذشته مهربانم.

نمی‌خواهم برای دختران هم‌سن خودم و همه‌ی هم‌وطنانم انگیزه‌ی پوشالی بدهم. می‌خواهم به شما بگویم، بیایید خودمان را دوست داشته باشیم و در این روزها دل‌خوشی هم‌دیگر باشیم. یک نگاه به رفتارمان در خانه با عزیزان‌مان بیندازیم و لحظه‌ای درنگ کنیم که اگر من امروز بخندم و با روی باز با خواهر و برادرم حرف بزنم، چقدر می‌توانم محیط خانه را تغیر بدهم؟

من باورمندم، دختران و زنان به تنهایی خودشان می‌توانند حالِ یک خانواده را، حال یک جامعه را بهتر کنند. دختر در نقشِ فرزند بودن و خواهر بودن‌اش می‌تواند خیلی از خلاهای درون خانه را پر کند. خنداندن پدر و مادر، خوب حرف زدن با برادر و خواهر و انجام دادن کارها و مسولیت‌های خودش را به نحو احسن، همه و همه دست در دست هم داده، یک دل‌خوشی قشنگ برای اعضای خانواده ایجاد می‌کند که صددرصد باعث کاهش فشارهای روحی و حوادث اخیر می‌شود.

اگر هر کسی در نقش خودش، در خانه و خانواده درنگی روی رفتار و گفتارش بکند، بی‌شک خانواده و جامعه‌ی قشنگی خواهیم داشت. همیشه شجاعت و دلیری در زنان این نیست که با یک‌مرد جنگ تن به تن داشته و یا سلاح به گردن به میدان‌جنگ بروند. من یک‌دخترم و باور دارم که زن‌ها و دخترها با نوشتن، با کتاب خواندن، با رشد شخصیت و با بالا بردن اعتماد بنفس‌شان می‌توانند دنیا را بدون‌خشونت و بدون اسلحه بسازند و حتی با لب‌خند و مهربانی‌شان دنیای آلوده به غم‌گینی را سرشار از شادابی و خوش‌بختی بسازند.

وقتی روی مساله‌ی خود واقعی‌ام فکر می‌کنم، برایم مهم نیست که طالبان می‌آیند یا نه. برایم مهم نیست که کی‌ها در میز مذاکره‌ی صلح، حق من و هم‌جنس‌های مرا حراج می‌‌کنند و حتی برایم مهم نیست که آمریکا نیروهایش را از کشورم خارج می‌کند یا نه. من حالا فرصت خواندن دارم، ‌همین اکنون فرصت نوشتن و رقصیدن دارم و می‌دانم که اگر خودم را بسازم، هیچ برقعی باورهای «می‌توانم» را در خود نمی‌تواند مچاله کند. من و دختران سرزمینم اینگونه شجاع و دلیر هستیم!


معصومه ناصری، دوازدهم الف دختران

Aug. 2, 2021