درباره معرفت
لیسه عالی معرفت در آغاز به شکل یک مکتب ابتدائیه کوچک در شهر راولپندی پاکستان در زیرخانه منزل داکتر انور یوسفی ایجاد شده و اسم آن «مکتب ابتدائیه افشار» بود. ابتکار ایجاد این مرکز کوچک آموزشی از پدر داکتر انور یوسفی، مرحوم حاجی سخی داد یوسفی بود. وی آدم کم سوادی بود، اما دیدش نسبت به زندگی، در آموزش فرزندانش که تقریباً همه تحصیلکرده اند، تبارز کرده بود. علاقمند بود این دید به سایر بخش های جامعه نیز انتقال یابد. مکتب ابتدائیه افشار محصول همین اشتیاق و علاقمندی بود.
در ابتدا تصور نمی شد که این مکتب بتواند به یک کانون جدی تعلیمی و تربیتی تبدیل شود. با اینهم، ضرورت رسیدگی به وضع تعلیم و تربیه مهاجرین یکی از ضروری ترین امور به حساب می رفت. کودکان مهاجر در پاکستان نه تنها با مشکل سواد بلکه با مشکل هویت نیز گرفتار بودند و مکاتب موجود با نصاب تعلیمی باقی مانده از دوران جهاد نمی توانست نیاز به این امر را به درستی پاسخ گوید.
در سال ۱۹۹۷ و ۱۹۹۸ کار در مکتب جدی تر شد و درس های آن از حالت بدوی بیرون آمده، اندکی رنگ متودیک و علمی یافت و روی کتاب های آن نیز کارهای بیشتری صورت گرفت. در همین سال ها بود که اسم مکتب از «ابتدائیه افشار» به «لیسه عالی معرفت» تبدیل گردید و متعاقباً چند شاخه دیگر این مکتب با فاصله زمانی اندک در اتک و پشاور ایجاد شد و کتاب هایی تازه نیز به مضامین آن علاوه گردید و به خصوص در بخش زبان فارسی و انسان شناسی و دینیات متون جدیدی تهیه شد که بر وضعیت درس و کیفیت اثربخشی آن تأثیرات نسبتاً خوبی گذاشت.
اثرگذارترین بخش برنامه های تعلیمی و تربیتی لیسه عالی معرفت در حاجی کمپ پشاور بود. حاجی کمپ محل بود و باش هزاران خانواده آواره ای بود که از افغانستان طالبانی گریخته و به این نقطه پناه آورده بودند. اشتغال و ممر معیشت همه خانواده ها قالین بافی بود. قالین بافی شغل دشوار و خسته کننده ای است، اما برای آوارگان حاجی کمپ از زندگی در زیر شلاق و دشنه و حقارت طالبان بهتر بود. لیسه عالی معرفت اسم و هویت شاخه جدید خویش در این نقطه را با عبارت «ویژه قالین بافان» تخصیص داد. به زودی این مرکز تبدیل به نقطه امیدی شد برای ده ها نوجوان و جوانی که از گرد و مواد کیمایی و کار شاقه قالین به دنیای تاریک و بن بستی راه برده بودند. درس های انسان شناسی نیز در همین محیط و برای مقابله با بدبیاری های آن به راه افتید. در این درس ها هدف عمده آن بود که جوانان به ارزش و اهمیت انسان بودن خویش بر رغم دشواری هایی که زندگی پیش پای شان گذاشته بود، واقف شوند. جالب ترین خاطره از تأثیرات دروس معرفت در دومین دوره ارتقای صنفی دانش آموزان نشان داده شد: دانش آموزی که به دلیل موفقیت، قرار شد احساسش را در برابر جمع بیان کند، گفت: من دیگران را نمی دانم، اما خودم از وقتی به این مکتب آمده ام از انسان بودنم خوشم می آید. سخن کوتاهی بود، اما بار عمیق عاطفی آن از وضعیتی حکایت می کرد که زمان این جوانان را در کام خود داشت. یعنی کسی از انسان بودنش نفرت داشت، چون انسان بودنش با فرار از چنگال طالبان و زندگی و کار تکراری و مرگ تدریجی در پای کارگاه قالین معنا می شد. اینک او دریافته بود که انسان بودنش ودیعه دیگری است که فشار و رنج زندگی نمی تواند آن را تحت الشعاع قرار دهد.
الی سال ۱۳۸۰ جمعاً حدود ۶۰۰۰ دانش آموز دختر و پسر در شش شعبه تعلیمی لیسه عالی معرفت در راولپندی و اتک و پشاور تحت پوشش قرار داشتند و درس های آن در راولپندی الی یازدهم و دوازدهم و در پشاور الی پنجم و ششم ارتقا یافته بود. لیسه عالی معرفت در کمیته تعلیم و تربیه مهاجرین اسلام آباد نیز ثبت بود و یکی از اعضای فعال این کمیته محسوب می شد. داکتر انور یوسفی معاونت این کمیته را بر عهده داشت.
با سقوط طالبان تمام شاخه های مکتب، به استثنای شاخه ای که در راولپندی فعال ماند، تعطیل شدند و کار مکتب از یک منزل بمب زده کوچک در پل خشک با چهار اتاق درسی دوباره شروع شد و تنها تا صنف ششم متعلم داشت. سرمایه ابتدایی لیسه عالی معرفت که از مکاتب پشاور انتقال یافته بود، در مجموع مقداری چوکی و مبلغ سی هزار کلدار پاکستانی بود و عده ای معلم که با تجربه ابتدایی از تدریس و مدیریت به کابل آمده بودند. از این جمع به جز یکی دو نفر هیچکدام نه تنها معلم مسلکی نبودند بلکه تجربه کار معلمی را نیز نداشتند.
داکتر فرانسیس دو سوزا، که آن زمان استاد دانشگاه آکسفورد بود، با هیأتی از «ویست منستر فوندیشن» (Westminster Foundation for Democracy) در همین سال به کابل آمد و طی ملاقاتی که صورت گرفت به دیدگاه و کارهای لیسه عالی معرفت علاقمندی یافت و از مکتب نیز دیدن کرد. او آهسته آهسته به یکی از علاقمندان مکتب تبدیل شد و کمک های فردی خود را که به اشتراک دوستان و شاگردان خود در انگلستان جمع آوری می کرد، برای تقویت مکتب، مخصوصاً با هدف پوشش تعلیمی برای دختران بی بضاعت، ارسال می داشت.
کار در همین منزل کرایی محقر ادامه داشت تا اینکه با گسترش فعالیت های تعلیمی و تربیتی معرفت، منزل دیگری در نخاس (نقاش) که نقطه ای در وسط دشت برچی است کرایه گرفته شد و در آن حدود هفت هشت اتاق درسی در دو تایم فعال شد و تعداد دانش آموزان دختر و پسر تا شش صد نفر افزایش یافت.
در سال ۲۰۰۳ (۱۳۸۲) طی یک قرارداد با موسسه جرمنی جی تی زید ساختمانی در منطقه قلعه ناظر روی قطعه زمینی از یک تاجر ملی آباد شد که در آن هشت اتاق درسی بود و برای حدود یک سال (الی آخر سال ۲۰۰۳) در آن عده ای از دانش آموزان تدریس می شدند
در همین سال بود که داکتر فرانسیس دو سوزا برای بار دوم به افغانستان آمد و این بار مبلغ شش هزار و پنجصد پوند با خود به عنوان کمک برای مکتب آورده بود. وی پیشنهاد کرد که با این پول قطعه زمینی خریداری شود که از ملکیت مکتب باشد و در آن، به تعبیر او، حد اقل سه چهار اتاق درسی اعمار گردد و دانش آموزان از رفت و آمد در منازل کرایی نجات پیدا کنند. این پیشنهاد مورد بحث و بررسی زیادی در حلقه کارمندان و فعالین مکتب قرار گرفت تا اینکه بالاخره صد دل یک دل تصمیم گرفته شد که این پول روی قطعه زمینی در پل خشک سرمایه گذاری شود. خوشبختانه یکی از تاجران قومی به نام حاجی نوروز الیاسی که کار خرید و فروش زمین را انجام می داد به کمک مکتب شتافت و در پل خشک زمینی را به مساحت حدود چهار جریب در اختیار آن قرار داد و گفت که هر وقت پولش فراهم شد به تدریج پرداخته شود. آن وقت قیمت یک بسوه زمین مبلغ پنجاه هزار کلدار بود، یعنی جریب ده لک کلدار.
پولی را که فرانسیس دو سوزا آورده بود، حاجی نوروز الیاسی نگرفت و قیمت زمین را تا یک سال مهلت گذاشت. ماه اسد و سنبله سال ۲۰۰۳ بود و با همین پول کار روی ساختمان مکتب شروع شد. نه نقشه ای در کار بود و نه تجربه ای. فقط ضرورت بود که مکتب اتاق درسی داشته باشد. انجنیر یونس اختر با شرکت ساختمانی خود حاضر شد خشت پخته را با پول قرض در اختیار مکتب قرار دهد و انجنیر رضا ناوری مقداری آهن و دوستان دیگری هم سمنت و گچ. شانس بزرگی بود و مکتب هم آن را غنیمت شمرده و دیوار احاطه ساختمان در یک جریب زمین از گل پخسه آباد شد و بلافاصله در جلو آن گرداگرد مکتب پایه هایی از خشت بلند گردید و روی آنها آهن کشیده و ضربی زده شد و این همه تبدیل شد به اتاق درسی. حدود بیست و چهار تا اتاق درسی و نه باب تشناب آباد شد و در اول زمستان دانش آموزان به این ساختمان منتقل گردیدند.
راه مکتب قابل استفاده نبود، صحن مکتب ناهموار و دیوارها نیز پلستر نشده بود. با اینهم برای آغاز مکتب یک جشن بود و دانش آموزان همه در تکمیل بقیه کار سهم گرفتند. ابتدا سرکی به طول تقریباً یک و نیم کیلومتر توسط معلمین و دانش آموزان احداث شد که مکتب را به جاده عمومی وصل می کرد. بعداً صحن مکتب هموار شد و زمستان با وجود برف و گل و لای درس به خوبی پیش رفت.
باید گفته شود که از چهار جریب زمینی که برای مکتب اختصاص یافته بود به دلیل آنکه مکتب توان نداشت پول آن را پرداخت کند، تنها یک جریب زمین که مکتب روی آن اعمار شده بود، گرفته شد و بقیه ترجیحاً مسترد گردید تا صاحبش بفروشد و مکتب قرضدار او نباشد. البته بعدها از این کار ندامت شدیدی رخ داد، اما این پشیمانی دیگر سودی نداشت و کاری بود که از دست رفته بود.
به هر حال، از سال ۲۰۰۴ کار تکمیل ساختمان مکتب با سهم گیری برخی از تاجران قومی و کمک های مقطعی فرانسیس دو سوزا همزمان با تدریس دانش آموزان از صنف اول الی هشتم ادامه یافت. سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ نیز به ترتیب سال هایی بود که کار ساختمان مکتب اندک اندک پیش رفت و ساختمان دو منزله شد و تعداد دانش آموزان نیز تا مرز دوهزار و چهار صد نفر رسید.
اولین دسته از دانش آموزان مکتب در سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۶) فارغ شدند. این دسته اغلب کسانی بودند که در سنین مختلف قرار داشتند و تقریباً همه در ظرف پنج و شش سال در یک برنامه رشد سریع از صنف اول الی دوازدهم را تکمیل کرده و فراغت یافتند. در جمع این دانش آموزان خانمی که در سن ۲۸ سالگی شروع به درس خواندن از صنف اول کرده و بالاخره از صنف دوازده فارغ شده بود نیز قرار داشت. خانم مذکور از صنف نهم به بعد به معلمی در مکتب نیز شروع کرده و اکنون نیز یکی از معلمین فعال مکتب است که در صنوف هفتم و هشتم مضامین کیمیا و بیولوژی تدریس می کند و در صنوف پنجم و ششم انسان شناسی و دری.
مکتب در طول دوران فعالیت خویش با فیس اندک دانش آموزان کار خود را پیش برده و همه ساله نیز میان ده الی پانزده فیصد دانش آموز مجانی را که بیشتر آنان مربوط به خانواده های شهدا و بی سرپرست و بی بضاعت بودند تحت پوشش تعاون خویش قرار داده است. تعداد این دانش آموزان تقریباً در سه سال اخیر به طور منظم در حدود ۲۵۰ الی ۲۷۰ نفر بوده که حدود نود در صد آنان را دختران، مخصوصاً دختران صنوف هفتم الی دوازدهم، تشکیل می دهند.
فیس دانش آموزان تا سال ۱۳۸۶ از ۱۳۰ افغانی در مراحل ابتدایی الی ۲۰۰ افغانی در مراحل لیسه بود. در سال ۱۳۸۷ به علت بالارفتن قیمت ها و افزایش مشکلات عدیده در مکتب، شورای سرپرستی تصویب کرد تا فیس از ۳۰۰ الی ۴۰۰ افغانی ارتقا یابد و ذریعه آن معاش معلمین نیز افزایش یافته و برخی سهولت های تعلیمی نیز در مکتب به وجود آید.
شورای سرپرستی لیسه عالی معرفت در سال ۱۳۸۵ تشکیل شد که در آن جمعی از شخصیت های متنفذ اجتماعی و چهره های فرهنگی و علمی و اولیای دانش آموزان و معلمین مکتب اشتراک داشتند. این شورا به عنوان هیأت امنای مکتب رسمیت یافته و تمام مسئولیت های مکتب را بر عهده گرفت. فلسفه تشکیل شورای سرپرستی آن بود که تمام جایداد و امکاناتی که در مکتب فراهم آمده بود، محصول سهم گیری اجتماعی بوده و در نهایت نیز ملکیت آن باید به جامعه تعلق می داشت و از تملک فرد و یا افرادی خاص بیرون می شد. این دیدگاه خوشبختانه در مکتب به سادگی مورد قبول واقع شد و آهسته آهسته تمام اختیارات مکتب به شورای سرپرستی انتقال یافت و اسناد جایداد و امکانات آن نیز به نام شورای سرپرستی ثبت شد و در ماه سنبله ۱۳۸۷ به طور رسمی به عنوان یک نهاد حقوقی در وزارت عدلیه نیز راجستر گردید.
در سال جاری تصمیم گرفته شد که ساختمان جدیدی برای مکتب در کنار تعمیر سابقه اعمار گردد. این ساختمان با کمک مالی فرانسیس دو سوزا و سهمی از مدرک عواید جاری مکتب تا دو منزل، البته در نیم نقشه اصلی، اعمار شده و امسال کار اسکلیت این بخش تکمیل شده است. انتظار می رود این بخش ساختمان برای سال آینده مورد بهره برداری قرار گیرد. با تکمیل این ساختمان، یا حد اقل تکمیل همین بخشی که فعلاً اسکلیت بندی شده است می توان مکتب را از حالت دو تایمه بیرون ساخته و یک تایمه نمود. همچنین، ساعات درسی افزایش می یابد و برای آن عده معلمینی که دو تایمه درس دارند نیز اندک استراحتی خلق می شود. در ضمن تکمیل این ساختمان می تواند خطر آسیب دیدن دانش آموزان در ساختمان غیرمعیاری کنونی را نیز از میان بردارد.
مکتب معرفت در سه دوره ای که تا کنون دانش آموز فارغ داده است، تقریباً صد در صد موفقیت ورود در دانشگاه داشته و شاگردان در رشته های انجنیری و حقوق و اقتصاد و ساینس و علوم اجتماعی و زراعت و پولی تخنیک و هنرهای زیبا راه یافته اند. یکی از هنرآموزان فعال مکتب دختری به نام حنیفه به کمک استاد خادم علی هزاره به دانشگاه هنرهای زیبا در لاهور پاکستان بورسیه گرفت و اکنون در آن شهر مصروف تحصیل است و امید است بتواند موفقیت درخشان و خوبی داشته باشد.
تفاهم نامه ای نیز با دانشگاه امریکایی امضا شده است که برای مکتب یک اعتبار خوبی به شمار می رود و از طریق آن دانشگاه امریکایی از یک سال به این سو برنامه اختصاصی آموزش زبان انگلیسی را برای عده ای از دانش آموزان ممتاز مکتب توسط استادان امریکایی خود پیش برده و متعهد شده است که دانش آموزان معرفت را با تخفیف قابل ملاحظه ای در دانشگاه نیز بپذیرد.
در سال ۱۳۸۷ مکتب معرفت یکی از پنج مکتب کابل بود که در پروژه اتصال مکاتب با مکاتب بریتانیا شامل گردید. آقای عزیز رویش از مکتب معرفت و خانم سیما از مکتب فردوسی، به عنوان نمایندگان مکاتب کابل به انگلستان سفر کرده و قرارداد همکاری را رسماً امضا نمودند. متعاقباً هیأتی از لیورپول انگلستان به کابل آمد و از مکاتب کابل دیدن کرد. در این برنامه که از طرف بریتیش کونسل مبلغ شش هزار پوند سالانه برای پنج مکتب کابل کمک می شود، قرار است در بخش های انترنیت و ورزش و هنر و امثال آن استفاده شود و مکاتب نیز به همدیگر ارتباط یابند.
در سال ۱۳۸۷ قراردادی با مرکز آموزشی ویژن به امضا رسید که طی آن یک برنامه ویژه برای آموزش زبان انگلیسی در مکتب به راه افتیده و حدود چهار صد نفر دانش آموز لیسه با مساعدت مالی مکتب برای دو سال تحت پوشش تقویتی در بخش زبان انگلیسی قرار می گیرند و بقیه دانش آموزان نیز با فیس مناسب از آموزش زبان انگلیسی بهره مند می شوند. این برنامه از اول جنوری سال ۲۰۰۹ رسماً آغاز می شود.
ویبلاگ «آینه معرفت» تصویری از رشد شعور و استعداد دانش آموزان لیسه عالی معرفت است. در این ویبلاگ که با مدیریت خود دانش آموزان به پیش برده می شود، آثار هنری و ادبی دانش آموزان از صنوف مختلف به نمایش گذاشته می شود. دیواره های مکتب نیز مملو از جراید دیواری است که توسط کلاس ها و گروپ های مختلف دانش آموزان اداره می شوند. صنف هشتم دختران جریده روزانه ای دارند که همه روزه آن را تجدید می کنند و همه روزه یک بخش ویژه دارد که مطالب تازه ای در آن گنجانیده می شود و خوانندگان خود را جلب می کند.
تمام برنامه های نظم و انضباط و صف و ورود و خروج در مکتب از طریق شورای دانش آموزی اداره می شود و در شورای سرپرستی مکتب نیز هشت نفر نماینده منتخب دانش آموزان عضویت دارد که از رأی مساوی با سایر اعضا در جریان جلسات منظم شورای سرپرستی برخوردارند.
مضامین انسان شناسی، حقوق بشر، علوم سیاسی و دموکراسی، اخلاق، اقتصاد، مطالعات اجتماعی، فلسفه و تفسیر از اثرگذارترین برنامه های درسی در بخش شعور و آگاهی دانش آموزان است. البته در بخش دری نیز روی سواد و آگاهی دانش آموزان کار فشرده و زیادی صورت می گیرد که اثرات آن را در جراید و نوشته های آنان می توان ملاحظه کرد. مضامین ساینسی نیز در حد قابل توجهی خوب است و در سال ۱۳۸۷ لابراتوار و وسایل سمعی و بصری نیز فعال شده و این خود به غنامندی بخش ساینس در مکتب افزوده است.
با این وجود، باید اذعان کرد که مشکلات مکتب هنوز خیلی زیاد است. در بخش اداری و تراکم کار روی افراد مشخص دشواری زیادی وجود دارد و امید است که در سال های آینده این دشواری ها کاهش یابد. بخش نظم و انضباط مکتب نیز آنچنان که باید، مطلوب نیست. یعنی در جامعه ای که هر کسی باید کوشش کند با حد اقل توان خود حد اکثر کارها را انجام دهد و هر کسی خود را در برابر کار و تحصیل و زندگی خود مسئول احساس کند، مقدار کار و رشد موجود در مکتب معرفت قابل قبول بوده نمی تواند.
سهم گیری مالی دوستانی که با حد اقل امکانات خود مکتب را دستگیری می کنند، باعث شده است که مکتب سرمایه و امکانات خوبی فراهم آورد. اما برای غنامندتر شدن مکتب و برنامه های آن به سهم گیری های بیشتر ضرورت است. مکتب یک مکان تعلیمی و تربیتی است و در جهان پر از رقابت کنونی نمی توان روی این مقدار کار و اثراتی که لیسه عالی معرفت دارد حساب زیادی باز نمود. فیسی که توسط مکتب بالای دانش آموزان وضع شده حد اقل ممکن است. با این فیس تنها می شود در حد شش تا هفت هزار افغانی برای یک معلم معاش پرداخت کرد، حالانکه قیمتی مواد اولیه، زندگی یک معلم را با این مقدار معاش واقعاً دشوار ساخته است. یک بوجی آرد چیزی در حدود پنج هزار افغانی است. به همین گونه است روغن و امثال آن.
مکاتب خصوصی دیگری در کابل هستند که حد اقل فیس شان از یک هزار و دوصد افغانی شروع می شود و تا پنج هزار افغانی می رسد. کار این مکاتب نیز به هیچ صورت برابر کار و اثری نیست که معرفت دارد. البته وضعیت فقری که در پل خشک و نواحی مختلف دشت برچی وجود دارد اجازه نمی دهد که فشار زیادی روی دانش آموزان وارد شود، اما در عین حال، ادامه درس ها و ارتقای کیفیت درسی نیز با امکاناتی که فعلاً در اختیار مکتب قرار دارد دشوار است. شورای سرپرستی لیسه در نظر دارد که برای سال ۱۳۸۸ تغییراتی را در برنامه های درسی و اداری خویش ایجاد کند. این تغییر می تواند بر کیفیت برنامه های تعلیمی و تربیتی لیسه اثر زیادی داشته باشد.