پس از ده سال
طرح راه‌اندازی شاخه‌ی جدید لیسه عالی معرفت در ماه جدی سال 1379 در شهر پیشاور پاکستان، در منطقه‌ی حاجی کیمپ مطرح شد. حفیظ الله ابرم و خدابخش، یکی از جوان‌های مقیم حاجی کیمپ، هر روز صبح تا شب کوچه پس کوچه‌های این ساحه را طی می‌کردند تا بتوانند حویلی مناسب برای این منظور پیدا کنند. سرانجام مکتبی به نام «سپنا مادل اسکول» در ساحه‌ی «شنوارسرای» که یک مکتب خصوصی بود، حاضر شد بعد از ساعت سه عصر به مدت دو ساعت ساختمان خود را در بدل کرایه در اختیار دانش‌آموزان معرفت قرار دهد. بعد از یک ماه تعداد دانش‌آموان در این مکتب تازه تأسیس به چهل نفر رسید. این دانش‌آموزان در دو کلاس صنف اول و دوم تقسیم شده بودند. مسوولیت درس و اداره‌ی مکتب به عهده‌ی حفیظ الله ابرم و خدابخش بود. بعد از آنکه تعداد دانش‌آموزان از مرز چهل نفر گذشت، ساختمان جدیدی در منطقه فیصل کالونی برای پیش‌برد برنامه‌های مکتب به کرایه گرفته شد. مجموع سرمایه‌ی که اداره‌ی لیسه عالی معرفت برای این منظور به کار انداخته بود، چیزی در حدود بیشتر از سی هزار کلدار پاکستانی بود. در تابستان سال 1379 شاخه‌ای دیگر لیسه عالی معرفت در مرکز حاجی کیمپ (سی‌تی تاون) افتتاح شد. مسوولیت اداره‌ی این شاخه را نجیب الله سروش به عهده داشت.
تاريخانتشار: 05/01/2010





پس از ده سال

 

متن زیر گزارشی کلی از ده سال کار در لیسه عالی معرفت است. درست ده سال قبل از امروز برنامه‌های کاری لیسه عالی معرفت در شهر پیشاور پاکستان آغاز شد. در این نوشته بررسی می‌گردد که لیسه عالی معرفت در طول این ده سال، با همه مشکلات و دشواری‌هایی که در فراراه آن قرار داشته است، چه موفقیت‌ها و دستاوردهایی خود داشته است. امیدواریم دوستان و خوانندگان محترم سایت معرفت، با ارایه‌ی بهترین نظریات و پیشنهادات خویش، مسوولین لیسه عالی معرفت را یاری کنند تا برنامه‌های خویش را پربارتر و غنی‌تر سازند.

روزهای اول زمستان 1378 بود. دقیقاً ده سال قبل‌تر از امروز. هوا هر روز سرد و سردتر می‌شد. برای بخش کثیر مهاجرین افغانی مقیم پیشاور زمستان فصل خوبی نبود. چون بیشتر از نود درصد این مهاجرین قالین می‌بافتند و کارگاه‌های قالین‌ها اکثراً در کنج حویلی‌ها و یا خانه‌های خالی موقعیت داشتند. ریتم یک‌نواخت کوبیده شدن شانه‌های قالین، یکی از مأنوس‌ترین آهنگ‌هایی بود که از درون هر خانه و محله «حاجی کیمپ» و کوچه‌های اطراف آن به گوش می‌رسید. چهره‌های گردآلود و رنگ‌باخته، اندام‌های لاغر و استخوانی و موهای ژولیده برجسته‌ترین شاخصه‌ی افراد این محیط بود.

درست در همین ایام زمزمه‌های ایجاد یک شاخه‌ی جدید لیسه عالی معرفت در شهر پیشاور، در منطقه حاجی کیمپ بلند شد. حفیظ الله ابرم و خدابخش، یکی از جوان‌های مقیم حاجی کیمپ، هر روز صبح تا شب کوچه پس کوچه‌های این ساحه را طی می‌کردند تا بتوانند حویلی مناسب برای این منظور پیدا کنند. سرانجام مکتبی به نام «سپنا مادل اسکول» در ساحه‌ی «شنوارسرای» که یک مکتب خصوصی بود، حاضر شد بعد از ساعت سه عصر به مدت دو ساعت ساختمان خود را در بدل کرایه در اختیار دانش‌آموزان معرفت قرار دهد. بعد از یک ماه تعداد دانش‌آموان در این مکتب تازه تأسیس به چهل نفر رسید. این دانش‌آموزان در دو کلاس صنف اول و دوم تقسیم شده بودند. مسوولیت درس و اداره‌ی مکتب به عهده‌ی حفیظ الله ابرم و خدابخش بود. بعد از آنکه تعداد دانش‌آموزان از مرز چهل نفر گذشت، ساختمان جدیدی در منطقه فیصل کالونی برای پیش‌برد برنامه‌های مکتب به کرایه گرفته شد. مجموع سرمایه‌ی که اداره‌ی لیسه عالی معرفت برای این منظور به کار انداخته بود، چیزی در حدود بیشتر از سی هزار کلدار پاکستانی بود. در تابستان سال 1379 شاخه‌ای دیگر لیسه عالی معرفت در مرکز حاجی کیمپ (سی‌تی تاون) افتتاح شد. مسوولیت اداره‌ی این شاخه را نجیب الله سروش به عهده داشت.

تا اوایل سال 1381 در مجموع در این دو مکتب حدود 1500 دانش‌آموز و بیست پنج نفر معلم مشغول درس و تعلیم بودند. اما متأسفانه به علت شرایط سخت و دشوار مهاجرت، از مجموع این معلمان فقط سه نفر لیسانس و پنج نفر آنها چهارده پاس بودند. بقیه همه تا صنف دوازدهم و یا پایین‌تر از آن درس خوانده بودند. در آن زمان برای پیشبرد هیچکدام از بخش‌های اداری مکتب، فرد مستقل و اختصاصی وجود نداشت. مسوولین بخش‌های اداری در عین حال، یک معلم تمام وقت نیز بودند. این افراد اکثراً کارهای اداری خویش را در لحظات فراغت و بیشتر هم در روزهای جمعه و یا ناوقت‌های شب انجام می‌دادند.

با سقوط رژیم طالبان در زمستان 1380 و تشکیل حکومت موقت در کابل، مهاجرین تصمیم به برگشت به افغانستان گرفتند. هیأت اداری لیسه عالی معرفت نیز تصمیم گرفت تا برنامه‌های مکتب را در پیشاور تعطیل کرده و به داخل افغانستان انتقال دهد. از آنجایی که اداره‌ی لیسه خود هزینه‌ی کافی برای انتقال وسایل و لوازم خود نداشت، بناءً از دانش‌آموزان خود خواسته بود تا در قسمت انتقال چوکی‌ها و سایر وسایل لیسه با اداره‌ی لیسه همکاری کنند. به همین خاطر دانش‌آموزانی که به کابل می‌آمدند، تعداد چوکی یا سایر وسایل مکتب را با خود انتقال داده و به کابل آوردند. این وسایل بعد از آغاز برنامه‌های لیسه در کابل دوباره برای لیسه تحویل داده شد.

ساختمانی که در کابل برای لیسه عالی معرفت در نظر گرفته شده بود، یک حویلی چهاراتاقه یک منزله در ایستگاه پل خشک بود که به صورت خامه اعمار گشته بود. از این چهار اتاق یکی برای آن عده از معلمان لیسه که از پیشاور آمده بودند و از خود خانه نداشتند اختصاص یافته بود. سه اتاق دیگر برای کلاس درسی در نظر گرفته شده بودند. اداره‌ی ثبت نام و مدیریت در دهلیز کوچکی که حدود دو متر عرض و سه متر طول داشت تعیین شده بود. در آخر سال 1381 ساختمان بزرگتری در مرکز برچی در منطقه نخاس کرایه شد و مکتب در آنجا انتقال یافت. با آنکه در این زمان دانش‌آموزان لیسه عالی معرفت تا صنف هشتم رسیده بودند، اما هم‌چنان کمتر کسانی از جمع معلمان مکتب، تحصیلات بالاتر از صنف دوازدهم داشتند. در بهار سال 1382 یک ساختمان موقتی با همکاری موسسه جی تی زید آلمانی در منطقه قلعه‌ی ناظر ساخته شد که جمعی از دانش‌آموزان صنف‌های بالاتر در آنجا انتقال یافتند.

در بهار سال 1382 با پیشنهاد و همکاری خانم فرانسیس دوسوزا قطعه زمین به مساحت یک جریب در آخر پل خشک (ساختمان فعلی لیسه) خریده شده و شروع به اعمار گردید. از آنجایی که لیسه هنوز بنیه‌ی کافی برای اعمار ساختمان مناسب نداشت، این ساختمان به صورت غیر استندارد و نیمه خامه و نیمه پخته در یک منزل اعمار گردید. در آن زمان در اطراف ساختمان جدید لیسه عالی معرفت، خانه‌ی مسکونی وجود نداشت و حتا سرک درستی نبود تا دانش‌آموزان بتوانند از آن طریق به راحتی خود را به لیسه برسانند. با همه‌ی این ناگزیری‌ها در اول جدی 1382 لیسه در ساختمان جدید خود انتقال یافت و این در حالی بود که هنوز صحن مکتب کاملاً ناهموار و دیوارهای داخل و خارج آن کاملاً خشت‌کاری شده و بدون پلاستر بودند. در آخر زمستان همین سال سرک منتهی به لیسه با همکاری جمعی از معلمان و دانش‌آموزان و «شرکت جیحون آمو» هموار و جغل اندازی شد.

ساختمان جدید لیسه با همه کاستی‌ها و مشکلاتی که داشت، اما به نقطه‌ی امیدی برای مسوولین، معلمان و دانش‌آموزان لیسه عالی معرفت تبدیل گشته بود. از این زمان به بعد مسوولین لیسه از کوچکترین امکانی که به دست می‌آوردند، برای انکشاف و بازسازی ساختمان لیسه استفاده کرده و در هر فرصت ممکن قسمت دیگر ساختمان آن را تکمیل می‌کردند. در حوت 1384 همزمان با جشن اولین فارغان، جشن رسمیت لیسه در چوکات نظام‌نامه‌ی تعلیمی وزارت معارف نیز برگزار شد.

امسال لیسه عالی معرفت، پنجمین دور دانش‌آموزان خویش را از صنف دوازدهم فارغ داد. مجموع فارغان لیسه عالی معرفت در این پنج دوره به 146 نفر رسیده است. از این مجموعه 63 نفر متعلق به امسال و 83 نفر آن مربوط سال‌های گذشته می‌باشد. بیشتر از نود درصد فارغان سال‌های قبل، موفق به راه یافتن در دانشگاه‌ها شده اند. تعداد دانش‌آموزان حاضر در لیسه عالی معرفت در سال 1388 در تمام بخش‌ها، نزدیک به سه هزار نفر می‌رسد. در جریان سال 1388، 14 نفر موفق به دریافت بورسیه تحصیلی در کشورهای مختلف شدند.

اکنون لیسه عالی معرفت دارای دو ساختمان متعلق به خود است که حدود شصت اتاق دارد. بخش لابراتوار کمپیوتر، لابراتوار ساینس، کتابخانه، اتاق هنری (اعم از نقاشی و عکاسی)، کلاس‌های ویژه‌ی آموزش زبان و.... جزو امکانات و برنامه‌های همیشگی و فعال لیسه اند. بیش از صد نفر معلم در بخش‌های مختلف لیسه در حال تدریس اند که خوشبختانه حدود سه چهارم آنها تحصیلات بالای صنف دوازدهم دارند و فقط یک سوم به علت مشکلات خاص و یا شرایط نامناسب، نتوانسته اند فراتر از صنف دوازده تحصیل کنند. پانزده نفر به طور اختصاصی در بخش‌های اداری-خدماتی مشغول کار اند. اکنون لیسه عالی معرفت صاحب نصاب تعلیمی ویژه‌ی خود در مضامین دری، دینیات، انسان‌شناسی، علوم سیاسی، مطالعات، فلسفه است که مضامین انسان‌شناسی و دری آن نه تنها در داخل این لیسه بلکه در عده‌ی زیاد مکاتب خصوصی و یا کورس‌های آموزشی دیگر نیز تدریس می‌گردد.

تفاوت معاشی که معلمان و پرسونل اداری-خدماتی لیسه عالی معرفت در طول این ده سال داشته اند نیز یک تفاوت چشم‌گیر و بزرگ است. به عنوان نمونه سه مرحله از سیستم معاش‌دهی لیسه در اینجا ذکر می‌گردد:

حد اکثر معاشی که در سال 1379 برای معلمان داده می‌شد سه هزار کلدار پاکستانی در یک ماه و حد اقل آن یک هزار کلدار بود. معلم به جز همین معاش دیگر کدام امتیازی نداشت.

حد اکثر معاشی که در سال 1382 در کابل برای معلمان لیسه داده می‌شد، 3500 افغانی در ماه و حد اقل آن 1200 افغانی بود. باز هم مثل پاکستان، برای معلم فراتر از معاش ماهوار دیگر کدام امتیازی وجود نداشت.

اما حد اکثر معاشی که در سال 1388 برای معلمان داده می‌شود، بیست هزار افغانی در ماه و حد اقل آن هفت هزار افغانی می‌باشد. برعلاوه‌ی این معلمان در طول سه ماه زمستان نیز بدون برنامه‌ی درسی معاش سالانه‌ی خویش را دریافت می‌کنند و بعد از ختم قرارداد نیز سه فیصد مجموع معاش آنان به عنوان حق تقاعدی برای شان پرداخت می‌گردد.

در کلی‌ترین محاسبه‌ی که تا کنون صورت گرفته است، اکنون مقدار سرمایه‌ی که در لیسه عالی معرفت چه به صورت منقول و چه به صورت غیر منقول روی آن کار می‌شود، بیشتر از شش صد هزار دالر آمریکایی تخمین زده می‌شود.

با نگاه گذرا به ده سال کاری که صورت گرفته است، اکنون مسوولین اداری و اعضای شورای سرپرستی لیسه عالی معرفت، تا اندازه‌ای احساس رضایت و خوشنودی می‌کنند و خداوند بزرگ را سپاسگزار اند که در طول این ده سال تا حدودی در پیش‌برد برنامه‌های خویش موفق بوده اند.




نظرات بینندگان
* نام:
ايميل:
کشور مقيم:
* نظر:
naweed | pakistan islambad | 2010-01-31 15:44:18
hello...dear reader of this leter ..my name is naweed iam graguate from marfat higt school from rawilpanid ..but i see this site thire is no space for our schoo..
plz i request to ur that make some tapic about marfat of islambad .in this site..it is also part of that marfat ..
plz kindly
meqdad salehi | mongolia | 2010-01-12 14:46:32
مانده ام که چه بگویم خیلی خوشحالم واقعا خیلی زیاد . معرفت با تمام سختی ها و دشواریها و تهمت ها و بندها و سدها باز هم از حرکت نایستاد همچنان حرکت کرد حرکت میکند میکند و حرکت خواهد کرد سیر و جریانی که هیچگاه پایانی نخواهد داشت اگر بخواهم یکی از بزرگترین و بهترین نعمت هایی را که خدای مهربان در زندگی ام برایم عطا نمود را ذکر کنم شروع کردن از معرفت خواهد بود به پا ایستادن یاد گرفتن را و این بزرگ ترین نعمتی ست که خدا برایم ارزانی داشت
شاید بتوانم درک کنم که چه سختی هایی بود و هست که معرفتیان نمیکشند ولی با انهم حرکت میکنند
دستان عزیزتان را میبوسم
همچنان حرکت ، حرکت و باز هم حرکت
موفق باشیم



تمامی حقوق این ویب سايت متعلق به ليسه عالي معرفت می باشد
استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد